خاطرات زندگی نی نی خوش قدمم

قمرآنا

نوگل زندگیم ۳آبان رفتیم مشهدباپروازروزجمعه بود۱ونیم رسیدم مشهدرفتیم هتل شب رفتیم حرم.تا۸مشهدبودیم ۸حرکت کردیم .ساعت پروازمون ۷ونیم صبح بود۹رسیدیم شیراز.عموسبیل اومده بوددنبالمون.رفتیم خونه عموسبیل ناهارخوردیم ماشینمونوبرداشتیم حرکت کردیم به سوی خونمون.توراه عمه رخشان زنگ میزدمی گفت قمرآناحالش بده.تارسیدیم خونه قمرآنابه رحمت خدارفته بود.تارسیدیم بهش یه چشمش نیمه بازبود..همینکه بوسش کردیم چشماشوگذاشت روهم.عمه شیرین می گفت همش چشم انتظارامیرعباس بود.همش می گفت امیرعباس چرانمیاد.زنگ بزنیدببینم کجاست.قمرآنام درتاریخ ۸/۸/۱۳۹۸به رحمت ایزدی پیوست روحش شادویادش گرامی باد                     &...
27 آذر 1398

۲سالگی امیرعباس

سلام نوگل زندگــــــــــیم ۲۶آذرتولدته.بسیارشاکرم ازخداوندکه چنین فرزندی بهمون داده.باباعلی امروزکه تولدته بسیاربسیارخوشحاله ومدوام میگه خدایاشکرت.امیرعباس باباروزبه روزبزرگتروشیطونی ترمیشه.خدایاوقتی می شینی وهمزمان باماسجاده روپهن می کنی وشروع به نمازخوندن می کنی دلم برات ضعف میره.   ...
27 آذر 1398

۲۳ماهگی امیرعباس

سلام زندگــــــــــی من خوشحالم ازاینکه خداعمری میده ومنم ماهانه وبلاگتوبه روزمی کنم.وازخدامی خوام عمری پربرکت بده تازمانیکه خودت بتونی این وبلاگتوبخونی وبه روزرسانیش کنی.😘 امروز۲آبانماه ۱۳۹۸هست.ومن باباعلی وعازم مشهدیم.آقاخداروهزاران بارطلبیده وتوبرادومین بارمی خوای بری پابوس آقاامام رضا.ان شاءالله به حرمت محمدوآلش سفرهرسالمون بشه که همگی بریم پابوسش.می خواستیم محرم بریم کربلا.بخاطراینکه توکوچولوبودی وهمگی می گفتن بچه مریض میشه نرفتیم .ان شاءالله عمری باقی باشه سالی دیگه.🤗 راسی قصدم اینه که بعداینکه ازمشهداومدیم ازشیربگیرمت.ولی موندم چجوری که ضربه ای بهت نخوره.آخه تحمل کوچکترین ناراحتیتوندارم.اطرافیان میگن دیگه ازشیربگیرش امیربزرگ ...
2 آبان 1398